تبلیغات
رهبرا!خاک قدمهایت،محراب پاک من است... - خودت را کمی جای او تصور کن
رهبرا!خاک قدمهایت،محراب پاک من است...
سلمٌ لِمَن سالَمَکم خامنه ای
مرتبه
تاریخ : یکشنبه 30 تیر 1392

 وقتی بین پذیرش بدی و از دست دادن همه چیز،آدم گرفتار شود؛وقتی حتی نزدیکانت نیز تو را توصیه به تحمل و یا فرار از مواجهه می کنند یا حتی تلویحا و یا تصریحا می گویند بدی را بپذیر؛مصمم ایستادن و حرکت کردن کار دشواری است.

وقتی همه شرایط بر علیه توست.همه راه دیگر رفته اند.آنهایی هم که نرفته اند با تو هم فکر نیستند؛مقاصد دیگری در سر می پرورانند و بالاخره با بدی کنار آمده یا می آیند،تنهایی بیشتر احساس می شود.

وقتی آنهایی که باید کنارت باشند،یاری ات کنند حتی رفتن ات را نمی فهمند و نبودنت برایشان هیچ سنگینی ندارد؛

وقتی انانی که منتظر آمدنت هستند،هیچ انتظارت را نمی کشند یا اگر انتظار می کشند،انتظار خوبی هایی که تو می گویی را ندارند،انتظار رسیدن به دغدغه های شخصی و قبیله گی خود را دارند که حتی با دشمن تو نیز برایشان قابل تحقق یا لااقل قابل توهم است،بیشتر احساس غربت می کنی.

وقتی حرف زدنت را گوشی وجود ندارد؛همه آمده اند تو را توصیه کنند که بمان و بدی را بپذیر،همرنگ شو؛تو هم یکی از دیگران شو و بیگانه از دیگران؛بدی را نادیده بگیر؛خودت باشچکار به این و آن داری؛عبادتت را بکن؛وقتی کسی تو را حتی نمی بیند؛نه دغدغه هایت،نه غصه هایت و نه حتی گریه ها و ناله هایت را می شنود؛کار خیلی سخت و طاقت فرسا می شود،آنگاه قدر و منزلت آنانی که با تو همراه شدند معلوم می شود.

حرفت را فهمیده،راهت را درک کردند.خوبی و دغدغه هایت را دغدغه کرده اند.بدی هایی که تو بد می دانستی،بد دانستند و در این راه طعنه شنیدند و باز یاری ات کردند.

استقامت در مسیر درست و مقاومت در این راه حتی به قیمت تنهایی و طعنه ها کار ساده ای نیست.

وقتی ببینی عزیزترین هایت جلوی دیدگانت نه،حتی روی دستت،پرپر شوند و باز بایستی؛کار دشواری است.

وقتی حتی به اندازه نماز خواندنی فرصتت نمی دهند و باید شاهد شهادت یاران عزیزی باشی که خود ار سپر اقامه نماز کرده اند،مقاومت سخت است.

وقتی ببینی همه عزیزانت،انانی که مانده اند؛زن و فرزند و بیمار به اسارت می روند،باز بایستی و آنان را توصیه به صبر و استقامت و ماندن کنی،قابل باور نیست.

این ها را گفتم تا کمی تأمل کنیم.ما کجا قرار داریم؟؟حسینی و مهدوی هستیم یا ما نیز با بدی همراه می شویم؟؟ما چقدر تحمل مشکلات و سختی ها را داریم؟؟

اگر اطرافیان میل به گناه یافتند؛دل به شبکه های مختلف ماهواره ای و غیره ،به توجیه های مختلف،به سی دی ها،بلوتوث ها و اس ام اس های مختلف جان و دل سپردند،ما چقدر مقاویم؟؟

چقدر طاقت شنیدن طعنه های دیگران را داریم؟؟

چقدر وقتی در سفر،در هوای سرد(نه در تیر باران)،وقتی دیگران کمتر کسی نگرانی و دغدغه ای دارد،به دنبال راز و نیاز با خدا و نمازی؟؟

چقدر وقتی همه جمع اند و چیزی را می بینند،می خورند یا می آشامند،به حلال و حرمت آن جمع و آن کارها می اندیشیم؟؟بدی ها را تغییر می دهیم یا از آن می گریزیم؟؟

چقدر می توانیم رسوم وعادات غلط را از دست و پای دیگران باز کنیم؟؟چقدر می توانیم تشریفات و اسراف و اشرافی گری را فدای زندگی خدایی کنیم؟؟

چقدر همرنگ جامعه ایم یا چقدر عطر تأثیر گذار بر جامعه ایم؟؟

چقدر برای خودت،خدایت،حسین ات و مهدی ات ایستاده ای؟؟

چقدر مستحکمی؟؟



ارسال توسط زهرا
آرشیو مطالب
همسنگران
پیوند های روزانه
طراح قالب
پایگاه اینترنتی خامنه ای تم